غزل 100

دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد
گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد

گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ
گفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد

پند پیری کارآزموده را بشنوید: غم دل را رها کنید و نگران نام و حرف مردم نباشید. سود و زیان دنیا هر دو گذراست، پس نه از یافتن شاد شوید و نه از باختن غمگین. به چیزهای ناپایدار دل نبندید. آنچه پیش می‌آید بپذیرید و زندگی را آسان بگیرید.